ميگن زمان جنگهاي ايران و روسيه يه روز عباس ميرزا نايب السلطنه كه فرمانده قشون بوده، به توپچي فرمان آتش ميده اما ميبينه خبري نشد. خيلي عصباني ميشه و دستور ميده رييس توپچي ها رو بيارن. شخص مورد نظر (منظورهمون رييس توپچي هاست) كه مياد ازش ميپرسه كه چرا فرمان رو اجرا نكردي؟ (يعني چرا شليك نكردي) طرف ميگه به هزار و يك دليل! عباس ميرزا هم كه از دست يارو كفري بوده ميگه يالا شروع كن به گفتن ولي اگه هزار و يك دليل نداشته باشي ميدم پدرتو دربيارن. يارو ميگه: دليل اول اينكه باروت ها نم كشيده بود. عباس ميرزا ميگه كافيه. همين يه دليلت اندازه ي هزار و يكي قانع كننده بود. حالا منم براي سر نزدن به وبلاگ شما خوانندگان و دوستان جيگرم (كه باور كنين از كارهاي مورد علاقمه-يعني اگه من سر به سر شماها نذارم چيكار كنم؟) هزار و يك دليل دارم و اولينش هم اينه كه كامپوترم سوختيده شده. حالا اگه باز هم ميخواين دليل بيارم؟
براي دانستن درباره احمد قابل و نامه ي اعتراض آميزش به آقاي خامنه اي و پاسخش و باقي قضايا اينجا كليك كنيد.
نوشته شده توسط
احسان در تاريخ . مربوط به بخش : |