
نیست تردید زمستان می گذرد
وز پی اش پیک بهار
با هزاران گل سرخ
بی گمان می آید...
بهار سبز و زیبای طبیعت در حالی در راه است که تعداد زیادی از همکلاسی ها و دوستانمان هنوز در بندند , بیایید برای آزادیشان تلاشی هرچند بسیار مختصر بکنیم :
امیر مهرزاد ( دانش آموز)
دانشگاه آزاد: ایلناز جمشیدی (ارتباطات٬ آزاد تهران مرکز)-علی کلایی (دانشگاه آزاد واحد شهریار)- بهرام شجاعی (مهندسی شیمی٬ دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب)
پلی تکنیک : احمد قصابان ـ مجید توکلی , احسان منصوری , علی سالم , محسن غمین , عابد توانچه , بیتا صمیمی زاد
دانشگاه تهران: آناهیتا حسینی , مرتضی خدمتلو , محمد پور عبدالله , بهزاد باقری , انوشه آزادبر , بهروز کریمی زاده , روزبه صف شکن , روزبهان امیری , مهدی گرایلو
دانشگاه رجایی: هادی سالاری و فرشید فرهادی آهنگران و امیر آقایی و میلاد عمرانی
دانشگاه صنعتی شریف: سروش ثابت , فرشاد دوستی پور , سهراب کریمی , جواد علی زاده , محمدصالح ایومن , مهدی اللهیاری , کیوان امیری الیاسی
علامه: نسیم سلطان بیگی , مرتضی اصلاحچی
دانشگاه مازندران: آرش پاکزاد, نادر احسنی , سروش دشتستانی , امین قضائی, بیژن صباغ
سایر دانشگاهها: سروش هاشم پور(دانشجو اهواز )- سعید آقاخانی - مجید اشرف نژاد- پیمان پیران ( به نقل از بعضی منابع دانشجویی)-مصطفی شیروانی - یاسر(صدرا) پیر حیاتی(دانشگاه شاهد)- سعید آقام علی (دانشگاه یزد), سعید حبیبی(عضو کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر)
طی یک ماه و نیم گذشته تعداد زیادی از دانشجویان در شهرها و دانشگاههای مختلف به خاطر برگزاری یا شرکت در مراسم 16 آذر دستگیر شده و در زندان نگهداری می شوند. در این مدت به خانواده های این دانشجویان اجازه ملاقات با فرزندانشان داده نشده و تنها تماسهای کوتاه تلفنی انجام شده است. این خانواده ها که تحت فشارهای روحی و نگرانی شدید به سر می برند٬ بارها به دستگیری فرزندان خود اعتراض کرده و خواهان آزادی دانشجویان زندانی شده اند.
علیرغم تلاشهای بسیاری که برای آزادی این دانشجویان صورت گرفته تا کنون همچنان تعداد زیاد ی از این عزیزان در زندان به سر میبرند و حتی هنوز به تعدادی از این دانشجویان اجازه مکالمه تلفنی هم داده نشده است.
ضمن همدردی با خانواده های این عزیزان به احترام فرزندان آزادی خواه و عدالت طلب ایران که تعدادی از آن ها وبلاگ نویس نیز هستند، ما جمعی از وبلاگ نویس ها تصمیم گرفته ایم که نام وبلاگهای خود را در این روز به "۱۰ بهمن روز همبستگی وبلاگ نویسان ایرانی با دانشجویان دربند" تغییر دهیم.
پ.ن: سامورایی عزیز ما رو قابل دونسته و دعوتمون کرده تا برای روز "همبستگی وبلاگنویسها و دانشجویان دریند" کاری بکنیم . ما هم ضمن تعویض اسم وبلاگمون و گذاشتن لوگوی این دوستان متعاقبا از دوستان دیگرمون : ساحل , سیاه و سفید , آشنای عوضی, جادوگر عاشق , نامه پارس , آدم برفی , تشکل آرمان دانشجو , کمند دعوت به همکاری می نماییم .
پ.ن۲: از همه وبلاگهای حامی این طرح می خواهیم که برای سرعت بخشیدن به روند همبستگی و حمایت "وبلاگ نویسان و دانشجویان" دوستان دیگرشان را نیز برای پیوستن به این حرکت جمعی دنیای مجازی و همبستگی با دانشجویان دعوت کند.
برای اعلام حمایت به این وبلاگ بروید .
به اميد آزادي تمامي یارانمان
نوشته شده توسط
احسان در تاريخ . مربوط به بخش : دانشجويي |
سلام
در کمال اندوهخ و تاسف امتحانات اینجانب شروع شده و به همین دلیل من تا تاریخ ۱۱/۱۱/۸۶ نمیتونم وب رو به روز کنم و یا به شما خوشگل مشگل های عزیز سر بزنم . بعد از امتحانات دوباره برمیگردم و هه . یعنی حالا خودتون میبینین که چه میکنم. فعلا .
پ.ن: برای دانلود نرم افزار آی دی آنلاین به لینک زیر برید. مزیت این نرم افزار اینه که اگه در زمانی که شما در حال استفاده از اینترنت هستین کسی بهتون زنگ بزنه شما متوجه میشین . همینطور میتونه در شستن ظرفها به مامان جونتون کمک کنه و یا در حل جداول به پدر گرامی تون .
http://www.teley.com/caller-id
پ.ن۲: از این نرم افزار هم میتونید برای راحت خوندن فایلهای "پی دی اف" استفاده کنید :
http://blog.kovalczyk.info/software/sumatrapdf/download.html
نوشته شده توسط
احسان در تاريخ . مربوط به بخش : دانشجويي |
۱- امتحانات پايان ترم نزديكه و من دوباره دارم برنامه ريزي مي كنم كه ـ مثلاـ درس بخونم. بعد شونصد ترم دانشجو بودن ديگه در زمينه ي برنامه ريزي درسي و ايضا عمل نكردن به اون براي خودم صاحب سبكم!
۲ـ گاهي وقتها با خودم فكر مي كنم كاش يه رشته ي باحال وجود داشت به جاي رشته اي كه دارم مي خونم اونو انتخاب مي كردم و كلي حالي به حولي . يه رشته اي مثلا به نام رشته "رمان خواني" و دانشجويان محترم اين رشته بايد از صبح تا شب فقط رمان مي خوندن : آناكارنينا ، برادران داستايفسكي، همسايه ها ، كوري، كيمياگر، خانوم، امينه ، نبرد مارمولك ها ، پيمان سپيده دم و . . . اي حال مي داد .
۳ـ ميگن يه بنده خدايي يه كاسه ماست و ميـريزه تو دريا و شروع ميكنه به هم زدنش . يكي بهش ميگه داري چيكار ميكني ؟ ميگه دارم دوغ درس ميكنم. ميگه : آخه قشنگ با يه كاسه ماست كه دريا دوغ نميشه .طرف ميگه ميدونم ولي اگه بشه چي ميشه ؟
رمان وردیکه برهها میخوانند را دانلود کنید .
نوشته شده توسط
احسان در تاريخ . مربوط به بخش : دانشجويي |