تبليغاتX
رنـدانــــــه
بزمیست در این زندان،جمع اند در آن رندان_خوش باد چنین حالی، خرسندی و دربندی



درباره‌ي وبلاگ

نگاه کن
بهار می‌آید
اگرچه دیر
ولی سبز سبز می‌آید
و ما دوباره می‌شکفیم
و می‌رهیم ازین کنج غم گرفته‌ی خاک
ومژده می‌دهیم به دنیا
نوای رستن را
نگاه کن
بهار می‌آید...
ارتباط با از طريق:
ezrayil@yahoo.com
موضوعات وبلاگ
سياسي
اقتصادي
اجتماعي
طنز
دانشجويي
ادبی

پيوندهاي روزانه
زنجيره‌ي اينترنت سبز
برای عبدالفتاح سلطانی_ نوشته :مهرانگیز کار
-------------------------------
دو استقامت_ نوشته عطاالله مهاجراني
--------------
متن کامل سخنرانی محسن کدیور در مجلس اربعین شهدای جنبش سبز مردم ایران
--------------------------------------------------------------------------------
کروبی بازهم یکی دیگر از توطئه‏های حامیان کودتا را فاش کرد:جزییات ماجرای ترانه موسوی و ناگفته‏هایی از سوابق برخی از ائمه جمعه
------------------
خبر ایلنا درباره نهضت فراگیر «راه سبز امید» (رسا)
------------------
استقبال زیباکلام از "راه سبز امید": امیدوارم که در آینده نزدیک اعلان نشست عمومی کنند
--------
تاملي در سخنان مصباح‌يزدي / محمدتقي فاضل ميبدي
--------------------------------------------------------------------------------
سخن ناصواب نزنيد! _پاسخ به سيد احمد خاتمي_
-------------
تسویه حساب فله ای-لیست 100 نفره منع تصویر و فعالیت در صداوسیما؟!
-----------------------
4000 نفر در حوادث پس از انتخابات بازداشت شدند
-------------
خبرى که سايت حامى دولت لو داد : تبریک لاریجانی به میرحسین
--------------
واکنش کیهان به انتشار نامه علی مطهری
--------------------------------------------
سعید قاسمی : مردم لطف کردند فقط سطل آشغال آتش زدند
------------------
------------------
نامه مهدي كروبي به هاشمي‌رفسنجاني
-----
جمهوری اسلامی : مردم بي اعتقاديشان به رسانه هاي خودي بيشتر و علاقه شان به همانها كه آماج سيل اتهامات قرار مي گيرند افزايش مي يابد
--------
پاسخ تند مطهري به كيهان: اگر توجیهات نویسنده مقاله را بپذیریم اصلا مردم در هیچ مسأله ای حق اعتراض ندارند و اگر اعتراض کنند می توان با آنها به هر نحوی برخورد کرد و حتی آنها را کشت زیرا آنها اهل باطل اند و ما اهل حق!
-----------------------
--------------------------------------------
سيد هادى خامنه اى: امام مدافع آزادى مطبوعات بود
------------------
جايگزين پيكان در راه است!
-----
گزارش كـامــل دومــيــن جـلـسـه دادگــاه متــهـمــان وقايــع پـس از انـتـخـابـات
------------------------------------------------------------------------------------------
آرشيو پيوندها
دوستان ما
زنجيره‌ي اينترنت سبز
@#@*شخصيت ها*@#@
*******************
محمد خاتمي
مسعود بهنود
عبدالكريم سروش
عباس عبدي
سيد ابراهيم نبوي
محسن كديور
مهر-- علي مزروعي
لطف الله ميثمي
حنيف مزروعي
وب يه آخوند باحال
سپيداران احمد شيرزاد
طرفداران دكتر مصدق
قهوه خانه مرعشي
آيت الله صانعي (مرجع تقليد )
آيت الله منتظري (مرجع تقليد)
"‍ملكوت" مسيح علي نژاد
نيك آهنگ كوثر
فروغ فرخزاد
**********************
*@#*خبرگزاريها ، نشريات و سازمانها*@#*
**********************
****ياري نيوز: ائتلاف طرفداران خاتمي ****
خبر گزاري - زنان
خبرگزاري - نوانديش
خبرگزاري - آفتاب
خبرگزاري - ايسنا
خبرگزاري - ميراث فرهنگي
خبرگزاري - فارس نيوز
خبرگزاري - روزنا
خبرگزاري نوروز
خبرنامه امير كبير
روزنامه سرمايه
پورتال مردمان
الف
sazmane hava shenasi iran
چلچراغ
تشكل آرمان دانشجو_تبريز_
جلد نشريات سياسي خارجي
سازمان ملل
سايت تحليلي اقتصادي
گل آقا
كاريكاتورهاي يك استعداد درك نشده
پرشين كارتون
موسسه گفتگوي اديان
تحكيم وحدت - ديدبان جامعه مدني
امروز
*****************
_*#@#* رفـقـــا*#@#*_
******************
--مرد تنها--
عكس در عكس
بي هويت
دلهره ي ويراني
خواهرزاده ی کله خراب خودمان
روايت يك آشناي عوضي
افسون **يكي يه دونه**
سردم است!!
دستنوشته های یک ماریان
موج سبز آزادي
خبرنامه ي دانشجويان دانشگاه علامه ي طباطبايي
فرياد يك روزنامه نگار
هم آوا _ انجمن وبلاگ نويسان متحد _
سپاس معلم
جمهور
اسرار ازل
///آخرين سامورايي///
یک برده ی فراری
از دوست به يادگار دردي دارم
نامه پارس
خودكار مست
تا آزادی یاران پلی تکنیکی
زندگي با فانوس
فرياد عاشق
خاك عاشقي مي‌داند
از هر دري مزخرفي
زن زاچ
جك‌هاي تصويري (فتو جك)
سالن سه و نيم -جديد-
دور برگردون
# تنها #
تنها ترين دخمل
**شب آفتابي**
فمنيسم از نوع 8
سياه سفيد

امكانات
زنجيره‌ي اينترنت سبز




 تااينجا گفته بودم كه بچهه زمان رو از يادم بردوند. و اما بعد:

آقا ما يه رفيق شفيق داريم به نام منصور كه ما محض شوخي بهش مي گيم"منصور القاعده"و اون روز هم قرار بود كه بااين بنده خدا بريم امتحان، البته ايشون هنوز دانشجو هستن اما محض رفاقت قرار بود باهام بياد. خلاصه، ما و اين دوست عزيزتر از جانمون راه افتاديم كه بريم امتحان بديم. محل آزمون تا ما شيرين 2 ساعت دو ساعت و نيم راه بود. حالا ساعت يه ربع به يكه و ما هم سوار يه تويوتاي كاريناي مدل زمان جونونياي آدم عليه السلام. آقا ما هر جور حساب كرديم ديديم كه نه به جان داداش نخواهيم رسيد. القصه به منصور گفتم حكايت اينه و ديگه هر گلي زدي سر خودت زدي. اين بنده ي كاردرست خدا هم پاشو گذاشت رو گاز و د برو كه رفتي. حالا اينكه اين وسط ما چن بار اشدمونو خونديم و چن بار عرق سرد بر پيشاني مون نشست و چن بار خودمونو فحش داديم كه اين چه غلط بود كردي و اينا بماند.خلاصصصصصصه ساعت 2 و نيم رسيديم به محل امتحان. حالا تو دفترچه هم نوشته ساعت 2 درها بسته ميشه. گفتم ديگه دير شده و امتحان از دست رفت و يعني حيف كه من نرسيدم وگرنه نفر اول مي شدم و از اين خالي بنديها، اما تو دلم مي گفتم الهي شكر كه نشد وگرنه رتبه ي از آخر اول مي آوردم و كلي باعث آبروريزي مي شد بين بچه ها. ما شانس درست و حسابي هم كه نداريم كه، يه وقت يكي ازاين بچه هاي جناح اونوري رتبه ي ما رو مي ديد و كلي حكايت خيط مامورا مي شد . تو همين خيالا بودم كه يه آقاي ميانسالي كه جزم انتظاماتي ها بود ازم پرسيد : امتحان داري؟ گفتم داشتم. گفت چطور؟ گفتم آخه ديگه كه راه نميدي كه. يارو انگار كه آدم خل و چل در زندگيش نديده باشه يه جوري به ما نگاه كرد كه صد رحمت به نگاه عاقل اندر سفيه و بعدش هم گفت بدو عمو جون بدو كه امتحان داره شروع ميشه!
آقا ما رو مي گي!!


پ.ن: چه خبر از خاتمي جان جان؟؟

 

 

 

 


نوشته شده توسط احسان در تاريخ . مربوط به بخش : |


۱۹- نابغه اي در امتحان كنكور-قسمت نهم-

درود بر تمامي دوستان . هزار تا متشكرم كه براي قبول شدنم در كنكور دعا نكردين. آخه كل اگر طبيب بودي كه! به هر حال همانطور كه قبل تر به اطلاع رسانانيده بودم روز چهارشنبه ساعت 2و نيم امتحان داشتم. اما در سايت اومده بود كه از ساعت 2 درها رو مي بندن و ديگه كسي رو راه نميدن. به همين خاطر تصميم داشتم يه جوري راه بيفتم كه يك و نيم اونجا باشم. اما قبل از حركت بهم خبر دادن كه بايد برم زندان!البته نه اينكه به سلامتي خودمون مهمون دولت باشيم و اينا. نه متاسفانه. يكي از فاميلهامون اون هم نه به دليل يا دلايل خيلي خيط مامورا -ها- فقط به واسطه ي يه تصادف خشك و خالي و به جهت امتناع از پرداخت ديه اونجا تشريف داشتن. من همفكر كردم خب برم و يه حال و احوالي ازش بپرسم بعد برم امتحان. ساعت 10 و نيم بود. با خودم گفتم هر جور هم كه باشه تا يازده و نيم ميام بيرون.خلاصه شال و كلاه كرديم و رفتيم زندان. اما بر خلاف تصورمان زندان جايي نبود كه مي فكر ميكرديم.(چن وقته زندان شهر ما رو به خارج شهر منتقل كردن. به فاصله ۲۰ دقيقه دور تر از شهر) و در آنجا نيز بر خلاف تصورمان با صفي طويل مواجه گشتيم. و باز هم بر خلاف تصورمان نيم ساعت ما رو در صف نگاه داشتند تازه بعدش هم بر خلاف تصورمان يك عدد آشنا پيدا نموديم و بالاخره توانستيم برويم ملاقات. و اما در اتاق ملاقات؛ در كمال ناباوري اونجا اشكان جانم و ديدم. براي تنوير افكار عمومي بايد عرض كنم كه اشكان جان من برادر آنيتا جان منست. و جهت جلوگيري از توليد افكار بي ناموسي توسط بعضي ها! بايد عرض كنم كه آنيتاجان من 7 سالشه و اشكان هم 4 سال، اما نه يه پسر چهارساله ي معمولي ، نه، يه پسر 4ساله ي به شدت شيطون و بسياربانمك. و اگه نمي دونين بدونين كه من وقتي يه بچه ي چهارساله ي به شدت شيطون و بسياربانمك مي بينم همه چي -از جمله كنكور- يادم ميره و خب يادم رفت ديگه!


نوشته شده توسط احسان در تاريخ . مربوط به بخش : دانشجويي |


© 2009 - 2010 bade lll Disigned by Saitak.com lll for Internet Chain Green's User