هموطنان عزيز توجه فرماييد.
هموطنان عزيز توجه فرماييد:
بر اساس اس ام اسي كه همينك به تلفن همراهم رسيد من روز چهارشنبه ساعت 14:30 کنکور كارشناسي ارشد دارم. بديهي است تا بعد امتحان نمي يام اينجا(ارواي شيكمم، همه يه سال قبل كنكورهمه چي رو تعطيل مي كنن، من سه روز قبلش) به هر حال قربانتان _في لن_
نوشته شده توسط
احسان در تاريخ . مربوط به بخش : دانشجويي |
ديروز با يه بنده خدايي در باب مسائل روز گفتمان نمودم. آخرش طرف ضمن متهم كردن من به بي انصافي و نديدن نكات مثبت دولت نهم گفت: اينجوري كه تو مي گي پس اگه كشور رييس جمهور داشته باشه يا نداشته باشه هيچ فرقي نمي كنه. من بهش جوابي دادم كه هر چي بيشتر بهش فكر مي كنم بيشتر از صحتش مطمئن مي شم. بهش گفتم من غلط بكنم بگم بودن و نبودن آقاي رييس جمهور فعلي يكيه، من مي گم نبودن ايشون صدها برابر بهتر از بودنشونه.
نوشته شده توسط
احسان در تاريخ . مربوط به بخش : سياسي |
زير آب زني را تعريف كنيد و مزاياي آن را بنويسيد .
قلمم را بر جيگر سفيد كاغذ مي فشارم و انشاء خود را شروع مي كنم . در ابتدا بايد بگويم ما مي دانيم كه خودكار حميدي را كي برداشته مي باشد اما هيچي نمي گوييم چون آقاي معلم گفته است اين كار بدي است ولي محمدي اين كار را كرده است. و امروز چون آقاي معلم براي اينكه ميترسيده خانمش را تنهايي در خانه بگذارد او را با خود به مدرسه آورده است و ما خيلي به خانم آقاي آموزگار بايد بگويم كه به كلاس ما خوش آمديد ولي چرا شما شبيه اون خانمي كه خيلي مثل آدمهاي اون فيلمهاي بي ناموسي بوده و آقاي آموزگار خيلي در سينما با او مي خنديدند و قربان صدقه اش مي رفتـند نمي باشيد؟
در اينجا انشاء ما شروع مي شود و موضوع انشاء ما در مورد زيرآب زني مي باشد، باباي ما هميشه وقتي آقاي مديرش را در خانه ما دعوت مي آورد و با آن حرف ميزند زيرآب هم ميزند (اين را مامان مي گويد) اما ما اصلاً نمي دانيم كه وقتي كه آنجا استخر ندارد او چگونه زير آب را ميزند؟ وقتي كه ما اين را از ماماني مان پرسيديم او گفته ، نه پسر جان اين فرق مي كند، بابايت زيرآب نميرود، او زيرآب همكارش را ميزند و وقتي كه ما پرسيديم چرا او همكارش را ميزند ، مامان ما گفته است براي اينكه بابايت مي خواهد به جاي اون مسئوليت يك جايي بشود و به هموطنان خدمت كند ويك كمي هم حقوقش بيشتر بشود و بدينوسيله پوز اقدس خانم اينا هم بخورد. ولي به نظر ما خيلي كار بدي است كه آدم كسي را بزند. حتي اگر كه او كار بدي كرده باشد چون كه اين كار يعني تنبيه بدني و طبق قانون يك جايي (كه الان نميدانم كجا مي باشد) اين كار خيلي بدي هست. اما وقتي ما اين تفكرهاي فكر روشني مان را به بابايي مان گفتيم، او يك جوري به ما نگاه كرد كه ما فكر كرديم نكند او فهميده كه ما دفتر ديكته خود را كجا قايم كرده مي باشيم. اما بعد ايشان گفتند: ... ما از چه چيزي شانس داشته مي باشيم كه از تو داشته باشيم، نه بابا جان توهم در نهايت هيچ.... نمي شوي! بعد سر خود را مثل اين بازيكن فوتبالي پنالتي را به كرنر ميزند وتكان تكان داد و ما فهميديم كه او اندكي ناراحتي شده است. ولي ناگهاني به طرف ما برگشت و با خيلي مهرباني گفت: كه آيا تو مي خواهي مپسر كلاس بشوي ؟ ما هم گفتيم معلوم است كه مي خواهيم. اما الان كلاس مپسر دارد و او همان حميدي مي باشد. و او خيلي هم خوب مي باشد. و ما هم كه نمي توانيم مثل او قشنگ بدان و خوبان بنويسيم . چون خط ما از بس كه خيلي قشنگ و خارجكي مي باشد فقط خودمان مي توانيم او را بخوانيم آن هم بعضي جاهايش را كه خارجكي اش كمتر باشد. بنابراين همان جوري كه حميدي مپسر باشد بهتر مي باشد. در اين هنگام بابايي ما باز يك جورنااميدانه اي ما را نگاه كرد و بعد رفت و آن شيلنگ قرمزه را از گوشه حياط برداشت و بعد از اينكه من و بابايم و شيلنگ قرمزه با هم يك كمي حرف فكر روشني زديم ما زودي فهميديم كه از اين پس ما بايد مپسر هستيم و كلا ما تا الان كجا بوديم نبوديم؟! آنوقت بابايي ما گفت كه براي اينكه مپسر بشوي بايد رقابت سالم باشي و فقط كارهايي را كه من مي گويم انجام بدهي. بعد او به ما ياد داد كه چگونه بايد در زمان رقابت سالم مپسر را ببريم زير آب و او را بزنيم. و ما هم اين كارها را انجام داده مي باشيم و الان هم مپسر اين كلاس خودمان هستيم ولي مي خواهيم با يك رقابت سالم ديگر مپسر كلاس كناري مان هم بشويم. تا بابايي ما به ما افتخار كند و شكلات و لواشك براي ما بخرد. و ما خيلي از اين رقابت سالم خود راضي و خوشحال هستيم. و اين بود انشاي ما در باره زير آب زني و مزاياي آن.
صلوات
نوشته شده توسط
احسان در تاريخ . مربوط به بخش : طنز |