با اين اميد که هيچکس با حکم شلاق در دست از زني که حق مي خواهد، نپرسد: آدم شدي...؟ عنواني که سيمين بهبهاني، براي شعرش برگزيده است.
آدم شدي؟ نشدي، نع!
بس کن ز هرزه دويدن
تا آن بهشت خيالي
درجا زدن، نرسيدن!
هرجا که معرکه ديدي
رفتي وجامه دريدي
حاشا کرامت برگي
پوشاي جامه دريدن!
تا آستانه پيري
جان کنده اي که نميري
يک دم بمير! که سخت است
زهرمدام چشيدن
رامت نکرده سواري
برگرده زخم که داري
اي اسب فاخر ميدان
حيف از تو بار کشيدن!
آدم شدم، نشدم، نع!
چون گوسفند به مرتع
خواندم ترانه "بع بع "
کردم نشاط چريدن....
ازگله گرگ بسي خورد
وزمانده دزد بسي برد
من گرم دنبه تکاني
ديدم چنان که نديدن
قصاب مي رسد ازراه
درمشت تيغه ي خون خواه
من سرنهاده به درگاه
آماده بهربريدن
کو آن نماد دليري
آن شيردرخورشيري
خورشيد از پس پشتش
برکرده سر به دميدن؟
شيطان شدن خوشم آيد
آتش مزاج که بايد
برخاک سجده نکردن
غيراز خدا نگزيدن
منبع: مدرسه فمينستي
در ادامه مطلب " هر روز باید ۸ مارس باشد" رو گذاشتم
نوشته شده توسط
احسان در تاريخ . مربوط به بخش : اجتماعي |
آقا امان از چشم بد . ما هی چن وقت افتاده بودیم رو دور به روز کردن که نمی دونم کدوم شیر پاک خورده ای ما رو چشم زد . دیگه الان سه چهار روزه که هر چی زور میزنم نمیرسم به روز کنم . یعنی راستاتش یه جورایی حس و حالمون نامیزونات شده بود . تا اینکه دیشب که اومدم نظرات دوستان و چک کنم چشمم افتاد به نظر "کمند" گندمگون عزیز (شایدم گندم کمند زاده مهربان) که پرسیده بود: ... با تحریم چه سوروساتی داری؟ رای تو چیکار می کنی؟ سیاست چرا اینجوریه؟ چرا اینقدر دنیا خسته کننده است؟ ...
باید عرض کنم که ما با تحریم سوروسات بسیار خوبی داریم از یک بابت و از یک بابت دیگه هم بسیار افتضاح میباشد سورو ساتمان . دلیل خوب بودنش اینه که وقتی من دبیر انجمن اسلامی بودم و از بخت بد تازه هم احمدی نژاد اومده بود سر کار و از اونجایی که از قدیم الایام حکایت انجمن اسلامی و بسیج نقل "تام و جری" بوده ما هم جهت زدن پوز "تام" (مقصود همون برادران جان توی جیبه) در مباحثه ای با رییس بسیج وقت مدرسمون (منظور همون دانشگاهه) بشش گفتم که پهلوون این رهی که این دولت داره طی میکنه آخرش به ترکستان تحریم ختم میشه و لاغیر. که اونجا اون دوستمون که اتفاقا توی مسوولین دولت فخیمه هم برا خودش کیا بیایی داشت با کمال اطمینان (حالا نمیدونم از چی ) گفت نه احسان خان این خبرها هم نیست اینها میدونن کجا دارن میرن و تو هنوز بچه ای و ایمان نداری و ایران دیگه اون ایران نیست و از این حرفها و تقریبا سه ماه بعد این صحبتها قطعنامه اول تصویب شد و بعد هم دومی و حالا هم سومی که خب از این بابت به دلیل اینکه پیش بینی ما به ثمر نشسته کاملا مشعوف می باشیم و این باعث ذوق مرگی و خوشحالی ما می شود و کاملا هم به خودمان حق می دهیم که خیلی ادای دیپلمات ها رو در بیاوریم و از این ژست های پیر خراباتی و ما میفهمیم و دیدی همون شد که حاجیت گفت و حالا کی هنوز بچه س و ... بگیریم و خلاصه کلی از این بی جنبه بازی ها در بیاوریم پس از این بابت یک هیچ به نفع "جری" . اما از اون لحاظی که نتیجه این تحریمها چیه خب معلومه که هر کی دلش برای بقیه مردم هم نسوزه و فقط به خودش فکر کنه هم از این قضییه ناراحته چون تاثیر منفیش برای همه س .
رای ام رو نمیدهم "می اندازم" -اصولا من نمیدم . اصرار نکنید-
به نظر من سیاست خودش چیز بدی نیست و کاملا به روحیه کسانی بستگی داره که دارن اعمالش میکنن. خیلی شنیدیم که آقا سیاست پدر و مادر نداره و اینها اما به نظر من آدم اگه خودش پدر و مادر درست و حسابی داشته باشه و به قول معروف سر سفره باباش پلو خورده باشه کار سیاسی هم انجام بده نتیجه کار "پدر و مادر دار" از آب در می یاد.
والا چه عرض کنیم به خدا ما بی تقصیریم .
پ.ن: ندارد !
در ادامه چن تا از شعرهای فروغ رو گذاشتم که البته خلق الله معتقدن تا حدودی بی ناموسیه حالا تا نظر شما چی باشه .
نوشته شده توسط
احسان در تاريخ . مربوط به بخش : سياسي |