به نقل از روز#آنلاين _ با كمي دستكاري
... به دنبال تاييد مرگ يک پزشک زن در همدان و در بازداشتگاه امر به معروف اين شهر، خانواده وي به مراجع قضايي شکايت کردند. برادر زهرا بني عامري به مطبوعات گفته است: "زهرا هنگام صحبت با من کاملاً طبيعي بود و به نظر نمي رسيد مشکل روحي خاصي داشته باشد. نمي دانم چطور دقايقي بعد جان باخت".
*قتل يا خودکشي آن گونه که از خبرها بر مي آيدزهرا بني عامري، 27 ساله روزجمعه 20 مهر ماه 86 توسط ماموران بسيج به اتهام بدحجابي بازداشت و به بازداشتگاهي در يکي از پايگاه ها منتقل شد و 48 ساعت بعد خبر مرگش در ميان دانشجويان انتشار يافت.
*موضوع به روايت خبرنامه **دانشجويان دانشگاه بوعلي همدان : به نوشته اين خبرنامه "صبح روز دوشنبه ۲۳ مهر ۸۶ خبري مانند بمب در ميان خبرنگاران همداني پيچيد: يکي از دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي همدان که توسط امر به معروف دستگير شده بود خود را حلق آويز کرد. خبر در ابتدا با تکذيب کامل از سوي سپاه به عنوان مسئول نيروهاي امر به معروف روبرو شد و مقامات سپاه پاسداران استان همدان به کل آن را شايعه اي بر عليه اين نيرو تفسير کردند اما در مدت کوتاهي با فشار فعالان مطبوعاتي و دانشجويي دانشگاههاي استان همدان و ضد و نقيض گويي هاي مسئولان استان پرده از واقعيت برداشته شد، و مسئولان سپاه اعلام کردند که در روز جمعه خانم زهرا و چند نفر ديگر به جرم روابط نا مشروع توسط نيروهاي امر به معروف دستگير شده است". براساس همين گزارش "اين سخنان از سوي نيروهاي منتسب به سپاه بيشتر به نوعي اعتراف مي ماند زيرا در درجه اول نيروهاي انتظامي به عنوان مسئول نگاهداري اين مجرمين داراي نيروهاي شيفتي در روزهاي تعطيل بوده و براساس شهادت شاهدان در صبح روز جمعه (روز دستگيري مقتول) در ناحيه چرم سازي و تنها پارک ناحيه (پارک مردم - رو به روي دانشکده علوم پايه ) نه تنها در کلانتري حضور داشته اند بلکه به صورت گشتي در حال گشت زني بوده اند و دادسرا و دادگاهها نيز داراي قاضي کشيک مي باشند که ادعاي سپاه در مورد تعطيلات را عجيب جلوه مي دهد؛ اما خبردر مورد نحوه خود کشي نيز بسيار جالب است که يک مجرم دستگير شده آنقدر آزادي داشته که پارچه مذکور را از محل نصبش جدا کرده، خود را حق آويز كرده اما تا پيش از مرگش كسي متوجه نشود".
مقامات قضايي استان همدان با تاکيد بر محل ترديد بودن عملکرد فرا قانوني نيروهاي امر به معروف در بازداشت ۴۸ ساعته مقتول، عنوان كرده اند: خودكشي زهرا ب قطعي نيست، و احتمال مرگ توسط سم يا... قبل از حلق آويز شدن محتمل است. اين خبرنامه تاکيد کرده که "شواهد امر تاكنون دليل بر كشته شدن تعمدي زهرا در پايگاه متعلق به نيروهاي امر به معروف بوده است". پدر زهرا در گفت و گو با روزنامه اعتماد مي گويد: "به من گفته اند دخترم با پارچه خودش را حلق آويز کرده است و زماني که پرسيدم وسايل خودکشي چطور در آن مکان وجود دارد به من گفتند آنجا پر از صندلي و پارچه هاي تبليغاتي است. به هر حال من موضوع را از طريق مراجع قضايي پيگيري ميکنم".
*يک سال پيش در همدان اين بار اولي نيست که شهر همدان شاهد چنين حادثه اي مي شود؛دوم مهر 85 نيز يك مرد چهل و سه ساله در استان همدان، يك پسر و دختر جوان را به خاطر همراه نداشتن مجوز محرميت و به بهانه امر به معروف و نهى از منكر بازداشت كرد و در جريان انتقال آنها به يك پاسگاه، با شليك گلوله پسر ۲۵ ساله به نام حسن اهل همدان را به قتل رساند و نامزد ۱۹ ساله او به نام افسانه را به شدت مجروح كرد. پليس همدان در نهايت اعلام كرد كه قاتل مردى ۴۳ ساله است كه در روستاى كهنوش از توابع خرمدره معدن گرانيت دارد اما تاكنون هويت او را فاش نكرده اند و تنها اعلام شده كه نام او "ن" است.
*يک سال پيش در دانشگاه آبان سال گذشته نيز توحيد غفارزاده دانشجوي دانشگاه آزاد شاهرود توسط يک بسيجي به جرم همراه بودن با نامزدش به ضرب چاقو کشته شد. با اين حال تاکنون هويت ضارب اعلام نشده و مقامات قضائي در خصوص نتيجه اين پرونده هيچ پاسخي نداده اند؛ در عوض تعدادي از دانشجوياني که در انتشار اين خبر نقش داشتند به انحاي گوناگون مورد آزار قرار گرفته اند.
بزرگترين پرونده قضائي بسيجيان در اقدام به قتل به بهانه نهي از منکر به قتل هاي محفلي کرمان شهرت يافته که در آن گروهي از اعضاي پايگاه علي اصغر مولاي کرمان تعدادي زن و مرد را در طي چند سال ربودند و به قتل رساندند. با اين حال کليه متهمان بسيجي اين پرونده پس از بارها صدور حکم اعدام و نقض آن در حال حاضر آزاد شده اند.
اينک جنازه زهرا به خانواده وي تحويل داده شده و براساس شنيده هاي موجود حميد همچنان در بازداشت به سر مي برد؛ حال سئوال اين است که اين پرونده به کجا ميانجامد؟
پ.ن: لطفا اين خبر رو به هر وسيله اي كه ميتونيد از قبيل اس ام اس، ياهو مسنجر و يا وبلاگهاتون ( با دادن لينك به اين مطلب و مطالب مرتبط) و يا حتي به صورت شفاهي انتشار بدين . آگاهي از ظلم و رسوا شدن ظالم ميتونه در جلوگيري از تكرارش تا حدود زيادي موثر باشه .
پ.ن۲: مقالهاي از استاد بهنود به نام: با باقي و براي باقي
پ.ن۳: مقالهي مسعود بهنود در اين رابطه: باور كردني نيست
نوشته شده توسط احسان در تاريخ . مربوط به بخش : سياسي |
سلام به وبلاگ ما خوش آمدید. ما دوتا دختر نازو خوشگل و گوگولیم که قصد داریم به روش جدید همسران خودمان را انتخاب کنیم.
مشخصات نگار=19ساله - متولد تهران - دانشجوی سال اول بهار=20ساله -متولد تهران – دانشجوی سال دوم چنان چه میخواهید مطالب بیشتری در مورد ما بدونید برامون کامنت بگذارید... امیدواریم این وبلاگ مارا هر چه سریعتر به هدفمون برسونه. توجه: لطفا توهین نکنین ما قصد بدی نداریم ...
نخير آقا جان!!!! فكر بد نكنيد . بنده هرگونه نياز به شوهر! رو به شدت تكذيب ميكنم . اين مطالب از يه وبلاگ به نام**ماشوهر ميخواهيم** برداشته شده ... حاشيه نميرم به نظر شما بر فرض اگه اين ادعا واقعييت داشته باشه يعني دوتا "خانوم" بخوان اينترنتي شوهر پيدا كنن و نظر شما رو در مورد اينكارشون بخوان شما بهشون چي ميگين؟
پ.ن: اگه همون دونفري كه دارن دنبال همسر ميگردن "آقا" باشن باز هم نظر شما در مورد اين كارشون همونه كه در مورد خانومها دارين؟
پ.ن۲: شعر شيخ از وبلاگ فرياد عاشق .
نوشته شده توسط احسان در تاريخ . مربوط به بخش : |
دیروز یه فیلم ایتالیایی دیدم به نام "ملیسا" . دختر نقش اول این فیلم 16 سالش بود . دختره یه پسری رو میخواست ولی پسره علاوه بر اينكه تنها بعد جنسی ماجرا براش مهم بود به دلیل كم سن وسال بودن دختره و مشكلات رفتاري كه داشت با دختره حتي مثل يه زن برخورد نميكرد و علاوه بر سوء استفاده تحقيرش ميكرد . دختره بعد دوبار بودن با اين پسره به دليل رفع احساس حقارتي كه داشت و به اين خاطر كه ميخواست از دنيا انتقام بگيره و به آدم هاي عوضي كه دور و ورش بودن ثابت كنه اون هم ايتقدر آدم قويي هست كه بتونه مقابله به مثل كنه ، شد بدتر از آدمهايي كه دور و برش بودن. البته كم كم لذت جنسي هم به اين جريان "سقوط" سرعت بيشتري داد و دختره بدجوري به اعماق وادي س*كس غلتيد . اما بعد يه سري اتفاقات افتاد و اون از كسايي و شايد بهتر باشه بگم از دنيايي كه روحش رو آزار داده بودن دور شد و برگشت (البته اين اتفاقات مثل تعريف كردن من خنك نبود)
حالا اين روضه رو خوندم كه بگم تو ممالك متمدن (در حيطه فردي) اگه يه مادر مردهاي يه درخشش نور رو ببينه ، از راهش منحرف بشه و بره طرفش تا كشفش كنه و دست آخر متوجه بشه كه اشتباه كرده و اون شييء نوراني نه يه خورشيد بلكه تنها انعكاس نور از يه بطري خالي بوده ميتونه برگرده و اشتباهش رو جبران كنه و تنها ضرري كه ميكنه فرصتهاي تلف شدهي عمر خودشه يعني فقط بايد به خودش جواب بده .
اما در مملكت گل و بلبل ما اگه يه نفر (مثلا يه خانوم) دچار چند فقره لغزش بشه قبل از اينكه بخواد اتفاقاتي براش بيفته و دوباره به راه بياد فيلمش به بازار اومده و ديگه چندان فايدهي (حداقل به لحاظ اجتماعي)نداره هدايت شدنش چون ديگه جامعه نميپذيرتش .
درمورد اشتباهات عقيدتي و سياسي هم كه حكومت در اسرع وقت چنان پدري از شخص خاطي درمياره كه بنده خدا اصلا فرصتش رو نداره كه به راه بياد مگر اينكه جهت ابراز "اعترافات"در يه سري شوهاي تلويزيوني شركت بكنه و "نيات پليدش" رو به گوش جهانيان برسونه تا اجازه بدن فقط به زندگي ادامه بده و ناگفته پيداست كه حتي بعدش هم به اون مثل يه شهروند عادي نگاه نميكنن و هر از گاهي به بهانه هاي مختلف "احوالش رو ميپرسن" . نتيجه اينكه "اينجا" علاوه بر آزادي بيان و ساير آزادي هاي ديگه آزادي "تجربه كردن" هم وجود داره !!
پ.ن: اين پست با الهام از مطلب زيبا، جادار و مطمئن "درخشش"از آخرين سامورايي عزيز قلمي شده كه ازش تشكر ميكنم .
پ.ن2: دير آپيدنم به دليل ديد و بازديد عيد مجيد فطر (كه تو شهر ما به شدت مرسومه) و "اينا" اتفاق افتاد كه به اين خاطر از دوستاني كه واسشون مهم بود معذرت ميخوام.
پ.ن3:در مورد پست قبلي هم چون دوستاني با ايدهايي متفاوت به من سرميزنن فكر ميكنم اگه من نظرم رو نگم "بيطرفانهتر" باشه به هر حال هر چي نباشه ما اينجا ميزبانيم . مثلا ديگه !!
در ضمن به خاطر اشتباه املايي واژهي "پرتقال" عذر ميطلبم. لازم به ذكر نيست كه درستش كردم .
پ.ن۴: يه شعر قشنگ از وبلاگ ياسر : نامه
نوشته شده توسط احسان در تاريخ . مربوط به بخش : |
|