باز آمد بوي ماه مدرسه بوي شادي هاي راه مدرسه
...
بوي دفتر كتابهاي نو ، ترس از خط كش ناظم و اخم مدير و نمرهي معلم . ترس از تجديد شدن . پرپر زدن براي زودتر رسيدن زنگ تفريح و ساعت ورزش .
يادش بخير
پ.ن: به نظر شما hello يعني نظر در مورد يك مطلب ؟
پ.ن2: فكر ميكنيد چرا همه شکلک هاي ياهو کچلان؟
نوشته شده توسط احسان در تاريخ . مربوط به بخش : |
امروز مادرم به زور سرنیزه بیدارم کرد که الا و بلا باید روزه بگیری . هرچی طفره رفتم نشد از دستش در برم. من امروز روزه ام و تنها دلیلش هم اینه که مادرم یقه ام رو گرفت و مجبورم کرد بشینم سر سفره سحری . نمیدونم چرا دیگه به هیچ کدوم از مصادیق دین علل الخصوص اسلام اعتقادی ندارم . البته خدا رو دوست دارم اما سخت مشکوکم به اینکه خدا رو چطوری باید پرستید. نمیدونم شاید هم از بس به روحانیون منظم ! بی اعتمادم هر حرفی که این بزرگواران تبليغ میکنند من فکر میکنم نباید زیاد کار جالبی باشه .
پ.ن: كتاب راز داوينچي آقاي براون رو دارم ميخونم . جالبه .
پ.ن۲: زندگي حکايت مرد يخ فروشیست که به او گفتند: "فروختي؟" ... گفت: "نخريدند ولي تمام شد...!!".
نوشته شده توسط احسان در تاريخ . مربوط به بخش : |
من از راه اومدم
سلام
از طرف شما و باقی ملت شهید پرور باز گشت پیروزمندانه مان را به خودمان و خودتان تبریک و شادباش عرض می نماییم . اصلا باور بفرمایید نزدیکه از زور خوشی به رهبر جیگرمان پیغام بدهیم فردا را عزای عمومی اعلام بفرمایند . محمود احمدی نژاد بره زیر دیزل قرمز اگه دروغ بگم!
نوشته شده توسط احسان در تاريخ . مربوط به بخش : |
تو ماسوله با یه آقای شیرازی آشنا شدم. آدم گرمی بود و زود باهاش رفیق شدم . بهم گفت که میخواد برگرده شهرشون . پرسیدم به خاطر ماه رمضون. گفت نه . ما که اهل روزه و اینا نیستیم . ما نمیدونیم کی مییاد و کی میره. بعد انگاری سر درد و دلش باز شده بود. ادامه داد : به خاطر همین چیزها هم ما رو نذاشتن بریم سر کار . پرسیدم اینها چه ربطی به هم دارن؟ یه نگاه عاقل اندر سفیهی به ما انداخت و گفت : تو چیطو نمیدونی تو این مملکت همه چی به همه چی ربط داره ؟ و بعد با همون لهجه ی شیرینش تعریف کرد که: تو دانشگاه دولتی برق خوندم. رفته بودم برا استخدام تو یه اداره دولتی . یارو ازم پرسید : ظهر روز قدس ناهار چی چی داشتین ؟ من هم از همه جا بیخبر گفتم قیمه . پرسید : خوردی ؟ گفتم بعله . جاتون خالی خیلی هم خوشمزه بود ! طرف گفت : مگه شما روزه نمیگیری . پرسیدم مگه روز قدس تو ماه رمضونه ؟ مسوول گزینش یه نگاهی به سر تا پای ما کرد و گفت حالا برو بهت خبر میدیم . از همون روز ما هم هموطو که رفتیم ها رفتیم !
آقا کلی خندیدیم به جان شما
پ.ن: نوروز نوشته بود که هادی قابل _ عضو شورای مرکزی حزب مشارکت_ رو گرفتن . امیدوارم به زودی آزاد بشه . منبع خبر
پ.ن2:این چن روزه که ما سفریم و از همه جا بیخبر. امروز فرصتی شد و یه سری به اینترنت زدم دیدم آقای کروبی هم خوب خاک و خوکی کرده ها !!!! منبع خبر
پ.ن3: در ایسنا آمده بود که فیدل جونم فرمودن ما بودیم که جان ریگان رو نجات دادیم! فقط میخواستم بگم ای ول استکبار ستیزی !!!! منبع خبر
نوشته شده توسط احسان در تاريخ . مربوط به بخش : |
|