ما امروز رفتیم قلعه رودخان که از توابع شهرستان فومنه . بالای یه قله ی بلند کوه یه قلعه ی قشنگ ساختن. یه چیزی تو مایه های قلعه اموت منتها با دو تا تفاوت . اول اینکه راه اینجا کوتاهتر وساده ترازالموته ودوم این که الموت رو مغولها ویران کردن اما اینجا سالمه و به کوری چشم دشمنان خوب مونده. تا بالای کوه هم پله , پله ست . تقریبا دوهزار و پنجاه تا پله (اگه اشتباه نکنم) در کنار طبیعت زیبا , جادار و نامطمئن استان گیلان. یعنی واقعا جای بسیار زیباییه . یعنی یه چیزی میگم یه چیزی میشنوی . یعنی باید برین ببینین . یعنی اگه نبینین عمرتون بر فناست. یعنی ایول هرکی اینجا رو ساخته . یعنی دم آثار باستانی هم شنبلیله که بگی نگی یه دستی به سر وگوش اینجا کشیده . یعنی دم این رفیق ما (آقا مجتبی) را هم گرم که اینقده زحمت مارو میکشه. یعنی همه ی زحمت ما افتاده گردن این بنده خدا. یعنی کی بود گفت یعنی چی این همه یعنی توچهار تا جمله؟
پ.ن: یعنی پاهام تاول زده از بس راه رفتم . البته دلیل اصلیترش اینه که باز ما به حرف یه فروشنده اعتماد کردیم . پسره ی خل کفش یه شماره کوچیک تر به ما داده و هی میگه اینها جا باز میکنه اندازتون میشه. ما هم بلانسبت شما خر شدیم و خریدیم و درحال حاضر پاهایمان بدلیل تنگ بودن کفش به درجه ی فاک عظما نائل شده.
پ.ن 2: از همه دوستانی که به وبلاگ من سر میزنن به خاطر اینکه فعلا امکان این که از مطالب وبلاگشون استفاده کنم رو ندارم معذرت می خوام . اما به روح میرزا کوچک خان جنگلی سوگند میخورم در اولین فرصت اینقد به وبلاگتون سربزنم که حوصله تون سر بره ! !
پ.ن3: ها چیه ؟ یعنی تموم شد دیگه عزیز دلم !یعنی نکنه فکر کردین دارین سفرنامه ناصر خسرو قبادیانی رو میخونین ؟ برین خونتون تا یه روز دیگه.
پ.ن4: یعنی باید حتما اینجا ذکر کنم که پ.ن3 شوخی بود ؟
در ضمن این مقاله از آقای بهنود هم به خواندنش می ارزد .
نوشته شده توسط
احسان در تاريخ . مربوط به بخش : |
سلام به ملت همیشه در صحنه . ببخشید که چند وقت نبودم و بیشتر ببخشید چون چند وقت دیگه هم نیستم. من در سفرم. دیروز ماسوله بودم. امروز فومن هستم .فردا هم میرم قلعه رودخان.بعد بندر انزلی و ... در اولین فرصت سفرنامه رو مینویسم.
پ.ن: اگه اهل شمال هستین و یه روز یه آدمی رو دیدین که با موهای ژولیده و یه کوله پشتی رودوشش در حالی که ترانه ای رو زمزمه دمیکنه از کنارتون میگذره. به یه پیاله چای مهمونش کنین . من زود زود تشنه می شم.
نوشته شده توسط
احسان در تاريخ . مربوط به بخش : |