معجزه اي را در انتظار نباش
در ھيچ کجايي
گندم از آسفالت نمي رويد
و در شھر ما
از شکم روسپيان ، خداوندان ، بيرون مي آيند !!!
اينجا تنها را عريان ميکنند و نجابت را به صليب مي کشند
در شهري که من هوايش را به ريه ها ميکشم شرف را با اسکناس معامله ميکنند و دستهاي آلوده هر روز هزار بار اندامها را نوازش مي کنند!
افسوس!
افسوس که هوس نمي گذارد روسپي بي گناه شهر ما توبه کند.
پ.ن : خداوند مي فرمايد به مردمي كه خودشان سعي در تغيير احوالاتشان نداشته باشند كمك نخواهم كرد . و سوال من اين است كه اينكه بنشينيم و انتظار بكشيم كه روزي كسي خواهد آمد و زنجير ها را پاره خواهد كرد آيا كار محسوب ميشود ؟
پ.ن ۲ : اين مطالب رو نخوانيد : ايران در تعقيب سلماني ها و چند مطلب ديگر
نوشته شده توسط
احسان در تاريخ . مربوط به بخش : |