اتل متل توتوله
شعر و غزل تو كوله
لب ترانه قفله
از وحشت گلوله
گاو حسن مريضه
چشمهاي چاقو هيزه
شاعراي سياسي
شعراي پاستوريزه
نه شيرداره نه پستون
تو كاسه ميچكه خون
به جرم تن فروشي
ليلي رو كشته مجنون
گاوشو بردن هندوستون
خدا شده براشون
لات و هبل خزيدن
رو تن دخترامون
يك زن كردي بستون
بده هواي ايرون
حراج ابتذاله
تو كوچه و خيابون
اسمشو بزار عمقزي
مثل شنل قرمزي
نديش به دست گرگها
وقت خداحافظي
دور كلاش قرمزي
جمهوري فانتزي
همه بايد راي بدن
چه ايده اي چه تزي
آچين و واچين
دنيا رو ببين
مرگ گاليله
چرخش زمين
يه پا تو ورچين
تا نري رو مين
بوي تند مرگ
عرق پوتين
اتل متل توتوله
امروز همه چي پوله
آي بچه ها بدونين
اين قصه فرق فوكوله
شعر از : نشريه "زندگي " دانشگاه گيلان
پ.ن: می گم دو تا جک که به جایی برنمیخوره :
آخوند نا محسوس
در ادامه ي طرح امنيت اجتماعي،حوزه ي علميه قم اعلام کرد:براي تسريع در شرعي شدن روابط دختران و پسران،طرح آخوند نا محسوس اجرا مي شود...
پاتر ایرانی!!!
پاتر ايراني منتشر شد : ۱ـ هری پاتر وسنگ امامزاده ۲ـ هری پاتر و تالار وحدت ۳ـ هری پاتر وزندانی سیاسی ۴ـ هری پاتر و جام رمضان ۵ـ هری پاتر و فرمان رهبری ۶-هری پاتر و آخوند دو رو ۷ـ هری پاتر و مشعل ولایت
نوشته شده توسط
احسان در تاريخ . مربوط به بخش : ادبی |
... امروز بود يا ديروز يا ديشب يا قبلتر، دقيقا نميدونم اين فكر از كي جرقه زده و ذهنم رو مشغول كرده . شايد خيلي وقت پيشها باشه اما ذهن تنبل من مث ادارات مملكت گل و بلبلمون هي پشت گوش ميانداخته و ميگفته : "امروز برو فردا بيا " به هر حال ديروز يهو انگار يه نفر زده باشه پس كله ام يا دستمو برق گرفته باشه نميدونم شايد هم مثل يه سطل آب سرد بود كه يه نفر بي هوا رو سرم خالي كرد. به هر شكل به صورت ناگهاني به اين فكر افتادم كه انگار زندگيام داره به هدر ميره . و گرچه احتمالا كلي طول كشيده تا مخابرات متروكه ذهن بنده بالاخره اين پيام رو مخابره كنه . اما چون خيلي وقتها نتيجه مهمه و اصولا از هرجاي ضرر رو بگيري منفعته و اصلا همين كه بالاخره متوجه شدم كه راهم به سوي تركستان بوده باز خودش كليه . پس با فاكتور گرفتن از بي حاصلي هاي چند ماه گذشته تصميم گرفتم از فردا صبح با تجديد نظر در نحوه زندگيام و طرح يه برنامه ريزي نو منطبق با اهداف كوتاه مدت و بلند مدتي كه براي خودم دارم زندگي تازهاي رو شروع كنم .
در اين زندگي تازه ميخوام با يه ديد تازه تر ، شاداب تر، گلبهي تر، جوونانه تر و شادتر به زندگي نگاه كنم . به زمان ، به اقتصاد ، به ورزش و سلامتيام اهميت بيشتري بدم . منظم تر مطالعه كنم. در اولين قدم هم ريـشام رو خواهم تراشيد و بعد از ده دقيقه ورزش و صرف صبحانه قول ميدم كه در يك اقدام انقلابي موهام رو شونه كنم. ديگه اينكه سعي ام رو ميكنم تا حتما به خلق الله لبخند بزنم. (البته زیاد رو این قسمتاش حساب نكنين!)
نوشته شده توسط
احسان در تاريخ . مربوط به بخش : |