باران می آمد.
بارانی از خون. از خشم. از جهل.
ابرهای سیاه می غریدند و هماورد می طلبیدند
زمین بر خود می لرزید از هیبت آسمان.
کس را یارای آسمان نبود.
ندایی آمد.
کسی سروها را به نام می خواند.
در بیشه اما
تنها سکوت بود و سکوت.
رعد مستانه غرید.
از شوق فتح الفتوحی چنین سهل
سروها اما
خاطره ی رستن را از یاد نبرده بودند.
پس امید درخشید.
و بیشه تکانی خورد.
سیاهی بر سر غیرت آمد.
تازیانه ی باد را بر سر درختان کوفت.
بسیاری سوختند.
صدها سرو
اما بیشه دیگر برخاسته بود.
سروها نترسیدند
و شوکت پوشالی ابرهای سیاه شکست.
و ناگاه
آسمان سبز شد...
---------------------
۱۳آبان آمد. مردم آمدند. سبز آمدند.
ششمین ماه مقاومت گرامی باد.
پ.ن: واقعا راست گفتن هر کس را بهر کاری ساخته اند. بگو نونت نبود، آبت نبود. شعر گفتنت چی بود؟
نوشته شده توسط احسان در تاريخ . مربوط به بخش : سياسي |
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر یادگاری که در این گنبد دورا بماند
مهر، ماه عاشقی منه. هفت سال گذشته و من هنوز وفادارم. شاید بیشتر از این که به کسی وفادار باشم به قلبم و عشقم وفادارم. عشق بدون تصاحب هزار تا خوبی هم که داشته باشه اما باز آدم و میکشه از حسرت. نمیدونم بالاخره کی دلم دست از سر کچل من بر میداره. گاهی اوقات فکر می کنم شاید زیاد همه چی رو جدی می گیرم!
یه ترانه ای داره پخش میشه که البته خوانندشو نمیشناسم اما داره می خونه:
ماه که در اومد میام دیدنت شاخه ی گل باش میام چیدنت
ماه که در اومد شتابون میام یش تو مث یه مجنون میام
...
نوشته شده توسط احسان در تاريخ . مربوط به بخش : |
هوای گرم و شرجی، بوی ماهی مرده، پول زور، ساحل و اسکله و کشتی باری و لنچ ماهی گیری، شرکت های کشتیران و ترانزیت و صادرات و واردات و تریلی، گمرک و رشوه، کولرگازی و مورچه های زهردار و سوسن که میخونه: سیا سیایی، زنده باشی الهی! اینها من و یاد بندر عباس میندازه.
پ.ن:
به خاطر این سفر به یادموندنی از: علیرضاها ، موسی و عیسی، امین و سعید و حامد و از همه مهمتر از علی ممد جانِ جانِ خودمان خیلی ممنونم. امیدوارم هر جا هستن خوش باشن.
نوشته شده توسط احسان در تاريخ . مربوط به بخش : |
از وقتي كه رسانه "ميلي" خودش رو گُه كرد و خواست براي تطهير بعضيها! هر چرت وپرتي كه ازش خواستند(يعني همون بعضيها خواستند) به نام اخبار موثق به خورد مردم بده(كه صد البته خيليها بالا آوردندش) تصميم گرفتم در اعتراض به اين احمق پنداشته شدن تيلويزيوون تماشا نكنم. يا به روايتي تحريمش كنم. اما متاسفانه اين نفس لوامه نميگذاره و هر چي رو هم كه بتونم نبينم ديگه اين شمسالعماره رو نميشه. پس برنامه مبارزاتي بنده به اين صورت خواهد بود: تحريم تلويزيون -منهاي- شمسالعماره
پ.ن: بالاخره مسلموني آسته آسته. يه شبه كه آدم چريك نميشيه كه!!
نوشته شده توسط احسان در تاريخ . مربوط به بخش : اجتماعي |
توي شهر ما يه كوچه به نام دكتر مصدق معروف بود. اخيرا اومدن و اون كوچه رو به نام نامي كاشاني نامگذاري كردن. و بديهيه كه وقتي يه خيابوني رو به نامي موسوم ميكنن كليهي كوچههاي اون خيابون هم به همون نام خونده ميشه. اما ملت هميشه در صحنه بعضي وقتها زياد حرفهاي دوستان رو تحويل نميگيرن. به عنوان مثال ديشب ما عروسي دعوت بوديم. آدرس كارت به اين صورت بود: مجلس حنابندان خيابان مصدق- كاشاني ۱۹ !!!!!
نوشته شده توسط احسان در تاريخ . مربوط به بخش : اجتماعي |

نوشته شده توسط احسان در تاريخ . مربوط به بخش : سياسي |
من بعد از به قدرت رسيدن راستي ها در شهرداري تهران روزنامه همشهري نخوندم.اما امروز به توصيه دوستان همشهري جوان خريدم و ديدم كه اي همچين بدك هم نيست. در اين روزگار "زورنامه" نگاري باز هم گلي به گوشه ي جمال مهندسِ دكترِ سردارِ خلبانِ قاليبافِ خودمون!!
نوشته شده توسط احسان در تاريخ . مربوط به بخش : اجتماعي |
روز قدس هم به خوبي برگزار شد. خوب بود يعني اينكه سبزها آمدند و حاكميت هم عاقلانه رفتار كرد. حداقل اينقدر عاقلانه كه شهيد نداشتيم. حالا سئوال اينه كه قدم بعدي سبزها چه خواهد بود؟؟؟
نوشته شده توسط احسان در تاريخ . مربوط به بخش : سياسي |
...مفهوم شهروندی یک حقوقی را با خودش میآورد که ما به آن ها میگوییم حقوق دموکراتیک و یکی از آنها هم همین است که انتخابکنندگان حاکماند و حاکم بر وفق یک قرارداد میتواند رفتار بکند و اگر از آن قرارداد هم تخلف کرد، میتواند بر افتد. به تعبیر پوپر که همه شما آشنا هستید، دموکراسی در نصب چندان تجلی پیدا نمیکند که در عزل؛ یعنی اگر شهروندان بتوانند حاکمان را به طریق دموکراتیک عزل بکنند، آنجاست که میتوان فهمید که یک دموکراسی واقعی برقرار شده است. چون ممکن است کسی با انتخاب مردم روی کرسی سیاست بنشیند و بعد همه کانالهای دموکراتیک را ببندد و بعد به مردم بگوید که چه خبر است، شما خودتان من را انتخاب کردهاید. این برای برقراری دموکراسی کافی نیست، بلکه تحقق دموکراسی زمانی است که اگر شهروندان او را نخواستند، بتوانند او را پایین بیاورند و از حقوقشان به شیوههای دموکراتیک برای عزل او استفاده کنند. ...در تئوریهای جدید، به هر حال حاکمان وکلای مردماند، یعنی منصوبین مردم هستند و باید برای مردم کار کنند و حقیقتا مثل یک کارمند باید مزد بگیرند.برخلاف گذشته که سلطانی بود و خزانهای داشت و بعد هم به جایی لشکر میکشید و غارتی میکرد و میآورد و خزانه را پر میکرد و بعد خراج های سنگین به اطراف مملکت میبست و از آنها پولها جمع میکرد و به این میبخشید و به او میبخشید و اصلا خود را محتاج مردم نمیدانست و مردم را محتاج خود میدانست و به آن ها لطفی میکرد و عطوفتی میکرد، در حال حاضر یک کسی که برگزیده میشود به سمت ریاست جمهوری یا هر سمت دیگری، در واقع استخدام میشود و از مردم مزد میگیرد، مردم او را اجیر کردهاند و مزد چوپانی یا مزد کارمندی او را میپردازند. وقتی هم که مردم از او رضایت نداشتند، قرارداد فسخ میشود و باید او را از کارمندی عزل کنند و باید مزدی و حقوقی هم به او نپردازند. ...خیلی از چیزها هستند که تا زمانی که معنای آنها حاضر نباشد، خودشان حاضر نمیشوند. این بر خلاف امور در طبیعت است. حتی زمانی که مردم نمیدانستند رعد و برق چرا رخ میدهد و چگونه تخلیه الکتریکی ابرها باعث رعد و برق میشود، مردم نمیدانستند اما بالاخره تخلیه الکتریکی انجام میشد. یعنی طبیعت تابع اندیشه مردم نبود. ولی امور انسانی اینگونه نیست. اگر ما ندانیم آزادی چیست، هیچ وقت آزادی پدید نمیآید. ما نمیتوانیم بگوییم یک جامعهای آزاد است ولی مردم آن جامعه نمیدانند آزادی چیست. یک چنین چیزی محال است. محال صد در صد است. فقط وقتی که مردم بدانند آزادی چیست، آنگاه آزادی پیدا میشود. پیدایش این حقیقت تابع درک آن حقیقت است. این بر خلاف اموری است که در طبیعت میگذرد. پیدایش الکتریسیته تابع درک کسی نبود، الکتریسیته در باطن اشیا هست. تا یک وقتی نمیشناختند، بعدا هم شناختند. خیلی چیزها هم الان در طبیعت هست که وجود دارد ولی ما نمیشناسیم و بعدها پیدا میشوند. این اجسام همه ساختمان اتمی داشتند، تا چند قرن قبل کسی چیزی نمیدانست ولی اتمها سر جایشان بودند. ولی مفاهیم در علوم انسانی اینگونه نیست. اگر شما یک تکه کاغذ را پول نشمارید که اصلا دیگه پول نیست. شما نمیتوانید بگویید من در خانه یک اسکناس برای خودم چاپ کردهام، فقط به درد خودتان میخورد. این را جامعه باید به پول بودن بشناسد تا بتوانید خرجش کنید. شما نمیتوانید بگویید یک جامعهای دموکرات است اما مردم آن نمیدانند دموکراسی چیست. این معنی ندارد. دموکراسی وقتی حاضر میشود که مفهوم آن در ذهن حاضر شده باشد. و این در عالم انسانی یک نکته خیلی مهمی است.
-- -- براي مطالعه متن كامل به اين آدرس مراجعه كنيد: http://mowjcamp.rr.nu/article/id/20219
نوشته شده توسط احسان در تاريخ . مربوط به بخش : سياسي |
۱ـ
... هر بار که کیفرخواست متهمان وقایع بعد از انتخابات را میخوانم براساس اتهامات ارائه شده در آن، بیشتر متقاعد میشوم که مردم سرزمینمان بیش از صد و پنجاه سال است که دارند «انقلاب مخملی» میکنند. به این دلیل ساده که تاریخ تمدن بشر بر اساس ارتباط فکری و مراودههای فرهنگی و تجربی انسانها در سراسر جهان به وجود آمده و به شکوفایی رسیده است. برخلاف تصور کیفرخواستنویسان دادگاه انقلاب، ارتباط با فرهنگ «بیگانه» و دیگر تمدنها اتفاقا باعث رشد و تعالی فرهنگها در همه کشورها بوده است.
احتمال میدهم که اگر «آقایان تیم کیفرخواست نویس امروز» در زمان مشروطیت میزیستند، به جای «تویتر» ، «فیس بوک» و «گوگل» و اینترنت، لابد دستگاه «تلگراف» را متهم به «کمک رسانی به انقلاب مخملی» در ایران میکردند و به جای «انگلیس»، لابد ترکیه (که آن زمان محل انتشار روزنامههای مشروطه خواهان بود) متهم به دخالت در امور داخلی کشور میشد.
از محتوای مغلوط متن کیفرخواست متوجه میشویم که «پارلمان» و «مجلس شورای اسلامی» و تفکیک قوا در ایران امروز، دستامد «انقلاب مخملی» پیشینیانمان بوده است و «دانشگاه و مدرسهای» که امروز همین آقایان «تیم کیفرخواست نویس» از آن جا مدرک گرفتهاند، حاصل «انقلاب مخملی» پیشکسوتهایی همچون رشدیهها، بیبی خانمها، طوبا آزمودهها، دولت آبادیها و... بوده است.
اما پرسشی که در این میانه برایم بی پاسخ مانده این است که چگونه کسانی که به یمن انقلابهای مخملی پدربزرگها و مادربزرگهایشان در طول صد و پنجاه سال گذشته، هم اکنون «نماینده مجلس»، مصدر پست های دولتی، یا «رییس دانشگاه» و نظایر این موقعیتها شدهاند و از دستاوردهای «انقلاب های مخملی» پیشین، این گونه بی مهابا بهره میبرند، امروز با «انقلاب مخملی» (بخوانید پیشرفت) در محدودهای که نمیپسندند و با سلیقهشان منطبق نیست با چنین خشونت و قساوتی مقابله میکنند؟ خشونتهایی گاه چنان شنیع و غیر اخلاقی که شنیدن اخبار آن قلب هر انسانی را به درد میآورد.
جالب است که همین خشونت عنان گسیخته و رفتار سرکوبگرانه و تعرضهای جنسی نسبت به زندانیان و روشهای اعترافگیری را با در اختیار گرفتن پیشرفته ترین تکنیکها و «ابزارهای امنیتی جهان غرب» (بیگانگان) انجام میدهند.
به راستی آیا این کیفرخواست که علیه میلیونها ایرانی معترض به نتایج انتخابات تدوین شده، و در دادگاه های فاقد وکیل و هیئت منصفه، قرائت میشود کیفرخواستی علیه تاریخ تمدن بشری و به خصوص علیه تاریخ بیداری ایرانیان نیست؟
منبع: مدرسه فمینیستی
-------------------------------------------------
۲-
اين كليپ اعتراف رو هم ببينيد خيلي جالبه:
http://mowjcamp.rr.nu/article/id/17161
-------------------------------------------------
۳-
به نقل از موج کمپ: گروهی از فعالان جنبش سبز در فضای مجازی اقدام به راهاندازی یک وبسایت کردهاند که در آن قرار است صد هزار امضا برای آزادی ابطحی جمع شود. از عموم کاربران خواسته شده نامهای را که در این سایت خطاب به رئیس قوه قضاییه منتشر شده، امضا کنند و خواهان آزادی هرچه سریعتر ابطحی شوند.
به گزارش «موج سبز آزادی» در این وب سایت که در آدرس www.freeabtahi.com قرار دارد، همچنین لوگوهایی برای قرار گرفتن در وبلاگها طراحی شده و صفحهای نیز به معرفی محمدعلی ابطحی اختصاص یافته است.
همچنین در این سایت، صفحهای برای درج پیامهای شخصیتهای سیاسی، علمی، هنری و برجسته کشور به سایت «محمدعلی ابطحی را آزاد کنید» تعیین شده است.
شما هم میتوانید به این وبسایت مراجعه و درخواست آزادی محمدعلی ابطحی را امضا کنید:
http://freeabtahi.com
-----------------------------------------
۴-
براي آگاه شدن از دلايل موسوي براي بروز تقلب در انتخابات به اين آدرسها برويد:
۱- بازخوانی نحوه دستکاری آرا از نگاه اعداد و ارقام
http://mowjcamp.rr.nu/article/id/17481
۲- پاسخ كميته صيانت از آرا به شوراي نگهبان
http://mowjcamp.rr.nu/article/id/14319
-----------------------------------------
۵-
اگه معتقديد اينروزها بر عليه هموطنان مون ظلم شده و اگه فكر مي كنيد ما هم به عنوان يك ايراني در قبال اين قضايا مسئوليم. و اگه نشر اخبار مربوط به اين مسائل رو كار مثبتي ميدونيد لطف كنين اگه در موردش مطالب نمي نويسين، حداقل لينهاي روزانه تون رو به اين اخبار اختصاص بدين. ما اينقدر رو كه مي تونيم مفيد باشيم ديگه!
نوشته شده توسط احسان در تاريخ . مربوط به بخش : سياسي |
|